جوجه جان جوجه جان ، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 3 روز سن داره

🐥🐣جوجو ی من🐣🐤

11-بیا منو از دسته این بابات نجاااااااات بده

1391/11/15 19:10
نویسنده : 💚رستا💙
1,464 بازدید
اشتراک گذاری

یا منو از دسته این بابات نجات میدی یا من دیگه با تو هیچ کاری ندارم ( به خاطره تو که این بلاها سر مامان ااومده )

اینجوری از تو شکمم نگام نکن ، دلم به حالت نمیسوزه

هر چی میکشم از دست توئه ، همین الان با بابا جانت ی دوای حسابی کردم از پشت تلفن ،

سره چی؟؟

هیچی ، بابای گل درشتت گییییییر داده که شبا پاشو بیا پشت webcam  میخام ببینمت!!!!!

giiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiram داده ها!!!!!!!!! ول نمیکنه ، دیشب ی اشاره ای کرد به این موضوع  فک کردم که از خوشحالیش داره شوخی میکنه باهم !!!!!

آخه یکی نیست بگه من!!!!!! با این قیافه!!!!!!!

برم بشینم جلو بابات از پشت مانیتور که بخاد چی رو ببینه!!!

موهای ژولیده مو که قبلا highlight  کرده بودم و به خاطر حاملگی نتونستم سر موقع دوباره برم آرایشگاه و الان حس میکنم که خیلی بد شده  ، دستم نمیتونم بزنم بهش ....

یا اینکه میخواد چشمای پف کردمو ببینه که شب تا صب بیداره ، و زیر هر کدوم به اندازه ی ی گردو سیاهی افتاده ....

شاید هم هوس کرده پوست  تیره شده و لک شدم رو ببینه

خلاصه  نمیخام بابات گودزیلااااا ببینه

آخه نمیدونم این چه گیره که به من داده ، میگه میخام روی ماهتو ببینم ، اما من که میرم جلو اینه به جای روی ماه روی گوریل انگوری میبینم

هرچی هم که بهش میگم الان زوده ، حالم زیاد  رو به راه نیست بزار برای بعد تو گوشه شوشو نمیره که نمیره

میگم قیافم الان خوب نیست ، میگه عیبی نداره من تحملت میکنم بیا
میگم غیر قابل تحمله ، میگه من بهت عادت دارم بیا نترس!!!!!! (وایسا شوشو جان ،پاتو بزار اینجا من میدونم با تووووو ، به قیافه ی من میخندی ؟؟؟)
میگم نمیام ، میگه میای قربونت برم
Heart Smileمیگم میام اما فقط تلفنی میگه نه میخام ببینمت ، آسن دوست دارم بچمو ببینم !!!! با خودت کار ندارم با شکمت کار دارم !!
میگم بچه الان به اندازه ی زرد آلو  هستش از شکمم هیچی معلوم نیست  ،ی زرد الو  بزار جلوت فک کن نینیته از نگاه کردنش لذت ببر ، هی هی هی !!!!!Yah
هیچی نمیگه ، (فک کنم عصبی شد!!!)
یا شب میای من میبینمت یا دیگه نه من نه تو|!!
ااآخه خدایا ، نینی جان ، تو که مامانتو شکل گوریل انگوری کردی  به فکر ینجاهاشم بودی؟؟؟

حالا ببینم چه خاکی میتونم تو سرم بریزم ، از دست تو ی آرایشم نمیتونم بکنم  ، دلم واسه ماتیک ، سایه برق لب ، ریمل و کرم پودر ، پنکک و کلا جماعت لوازم آرایشم تنگیییییده عزیزان من ، حالا قدرتونو میدونممممممم .........

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

زهره
15 بهمن 91 19:39
ببخشید حسابی گرفتارم یک هفته است میرم سر کار بهادر کوچولو هم با پزستارش میبرم از دیروز حسابی سرماخورده از طرفی هفته ی آینده یک امتحان خیلی مهم دارم که با این اوضاع اصلا نتونستم درس بخونم
هر وقت کاری داشتی پیغام بزار اولین فرصتی که بتونم جواب میدم


زهره جوووووووونم ، هروقت کتو میای من کلللللیییییییییی شااااااااادد میشم ، الااااااهی من فدای این بهادر جونمون برم ، پسر خوشگل خودمون چرا سرما خورده آخه؟؟ من عاشق اون عکسشم با اون کلاه منگوله دارش که عین بابا نوئل میشد!! وای آدم دوست داشت لپپاشو گاز بگیره!!! اگه نینیم پسر باشه باید برم ی دونه از اون کلاههای بهادری واسش بگیرم ، ازت ممنونم که تو این همه گرفتاری به فکرمی حتما بهت خبرشو میدم


زهره
15 بهمن 91 19:43
بابا خیلی حال داری که با این ویارت آرایش هم میخوای بکنیخوش به حال شوشو
متین من
15 بهمن 91 22:13
عزیزم چه اشکالی داره دوران بارداری واسه همه به همین شکله نه فقط تو خب راست میگه بیچاره دلش تنگه گناه داره اذیتش نکن بابا برو ببینتت نکن اینکارو بخشید البته دارم اینا رو میگم اخه طفلی حق داره شماهم موهاتو میتونی سشوار بکشی عیب نداره که میتونی واسه 20 دقیقه ارایش کنی عیبی که نداره دوستم اره من برای باردوم بطور کاملا ناخواسته باردارم وشوهرم عاشق بچه ست ونگهش میدارم


وای چقدر جالب ، عزیزم تبریکککک نی نی ناخواسته ها خیلی عزیز تر میشن!!!! مبارکه ،ایشالا به سلامتی بیاد پیش متین جون ، ایشالا این یکی دختر بشه که دیگه چیزی کم نداشته باشی ، شبیه خودتم بشه
شینا
30 فروردین 92 20:36
خانم خانما اعتماد به نفس داشته باش تو خودت خوشگلی همین که فقط بیست سال داری یعنی همش طراوت اشتباه نکن و نکنه یه حرفی جلوی نامزدت بزنی خودتو کوچیک کنی